نقشه فرار
...و بوی مشک ختن نيز از عصاره توست.

سلام دوستای خوب من!

با سلامی جدید توی یک پست قدیمی!

چون زیاد از به روز کردن این پست نمی گذشت ،ویرایشش کردم تا هم غزل باشه و هم این دو بیت از یک غزل نیمه کاره.

توی سفر اخیری که برای عمره مشرف شده بودیم این دوبیت توی مدینه منوره به ذهنم خطور کرد که وقت نکردم کاملش کنم.شما هم باید من رو ببخشید که این کار رو می کنم.

نه فصل سرد زمستان نه در تنور تموز

که سر به سجده گذارم برای تو شب و روز

***

به طعنه های نصیحت ملامتم نکنید

شما که یوسف من را ندیده اید هنوز

********

بقیه اش بمونه برای بعد که تکمیل شد...

... و اما غزلی که تقدیم می کنم به عشق خودم .............

***********************************

اگر که سینه دریده ست با اشاره توست

اگر که رنگ پریده ست از نظاره توست

***

بتاب بر دل بارانی ام که بی تابم

طلوع کن که دلِ ابر پاره پاره توست

***

تو برتر از همه واژه های دنیایی

تو ماهی و همه کهکشان ستاره توست

***

تو مالک همه دانگ های قلبی منی

نه اینکه فکر کنی مدتی اجاره توست

***

بدان که قرعه گرفتم برای عشق عزیز!

هزار و سیصد وهشتاد و شش شماره توست

***

بپوش سبز قبا را که رنگ سال تویی

و این لباس ملوکانه در قواره توست

***

اشاره کن که برای تو سینه بشکافم

اگر که سینه دریده ست با اشاره توست

************************************

بچه ها خیلی خیلی منتظرم تا نظراتتون را ببینم و بخونم و یاد بگیرم.

پس خسیس بازی در نیارید و دست به کیبورد شید.

برا من مهمه که چی می نویسید.

دورادور دوستتون دارم.

ما داریم میریم  زیارت خونه خداوند.

امیدوارم که همتون هیچ کدوم از حرفامو به دل نگیرید.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٦ - مظاهر کثیری نژاد