نقشه فرار
.... و دوباره

سلام به سروده های هستی.....

پس از عمری گوشه نشینی ،پنجره را رو به آفتاب باز کردم تا حمام بگیرم.

استخوانهای شعر نرم شده است.

به چشمهای زیبا بینتان مرا ببخشید.

تقدیم به همیشه زندگی من!!!!!!!!

********************************************************

نخواستم که دلت بی بهانه غم بخورد

و بی دلیل به هر سوء ظن قسم بخورد

**********

برای این که تو زیبا بمانی و مادام

تمام ریشه من حاضر است سم بخورد

**********

همیشه شیرینی در کنار تلخی هاست

شراب خورده کمی لازم است غم بخورد

**********

نه من نه تو نه کس دیگری ، خدا می خواست

که قصه من وتو اینچنین رقم بخورد

**********

منم که ناز تو را باز هم خریدارم

اگر میانه ما باز هم به هم بخورد

****************************************

ممنون میشم اگه من رو از نظرات خوبتون محروم نکنید.پس قلمهای مجازیتون را بردارید و بنویسید.

یادتون باشه که

منتظرم.........

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - مظاهر کثیری نژاد